کشکول پورتال جامع شامل خبر، سرگرمی، روانشناسی، زناشویی، مد، دکوراسیون، اشپزی، پزشکی و ....
عکسهای جدید سریال خوب بد زشت
شنبه 24 خرداد 1393 ساعت 17:10 | بازدید : 640 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

سریال بوی عید با نام قبلی «خوب، بد، زشت» به کارگردانی منوچهر هادی در ۱۵ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای برای نوروز ۹۳ شبکه دو در حال تولید است.

عکسهای سریال خوب بد زشت (بوی عید) نوروز 93 شبکه دوم سیما.

این سریال که فیلمنامه آن را بابک کایدان بر اساس طرحی از محسن کیایی نوشته رویکردی طنز دارد و درباره جوانی به نام «بهادر» است که فقط یک ماه فرصت دارد که تا قبل از عید، رضایت خانواده‌اش را برای رفتن به خواستگاری جلب کند.

عکسهای سریال خوب بد زشت (بوی عید) نوروز 93 شبکه دوم سیما.

امین حیایی، بهنوش بختیاری، بهاره رهنما، حسین محب اهری و سوسن پرور، سیاوش مفیدی و ساقی زینتی و محمدرضا علیمرادی از بازیگران سریال می باشند

 

 تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

 تصاویر جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

  تصاویر جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

 عکسهای جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

 عکسهای جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

عکسهای جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

 عکسهای جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

 عکسهای جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

 عکسهای جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

عکسهای جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

  عکسهای جدید سریال خوب بد زشت

تصاویر جدید سریال خوب، بد، زشت,سریال خوب، بد، زشت,عکسهای سریال خوب، بد، زشت,

 
منبع:ariapix.net


موضوعات مرتبط: سرگرمی , دنیای بازیگران , ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


بیوگرافی کامل حنانه شهشهانی همراه با عکس
شنبه 24 خرداد 1393 ساعت 17:8 | بازدید : 603 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

حنانه شهشهانی متولد ۴ اسفند ۱۳۶۸ است . حنانه شهشهانی در رشته موسیقی(آهنگ سازی) تحصیل کرده و ویالن ساز تخصصی اوست . وی اولین بار در ۴ سالگی در سریال”شلیک نهایی”بازی کرد، بعد از چند کار هم با شاهپور غریب در زمینه کودک انجام داد. همچنین حنانه شهشهانی در چند کار هم با مادر خود همکاری کرده است.
 
حنانه شهشهانی بعد از این فعالیت ها چند سالی برای ادامه تحصیل به ارمنستان رفت . وی در سن ۱۶ سالگی دوباره به ایران برگشت و در اولین کارش پس از بازگشت به ایران در فیلم سینمایی “زاگرس” و بعد از این فیلم در تله فیلم”بلند گریه کن” ساخته اسماعیل فلاح پور بازی کرد .

حنانه شهشهانی بعد از این تله فیلم در “یک مشت پرعقاب”،میم مثل مادر”،”کلاه پهلوی”،”ترانه مادری”،”مثل هیچ کس”بازی کرد و آخرین کار وی هم یک کار سینمایی به نام “حرفه ای ها”است به کارگردانی پوران درخشنده که امسال راهی جشنواره خواهد شد.

 

  فیلم شناسی حنانه شهشهانی

فیلم سینمایی سال
 حرفه‌ای‌ها  (۱۳۸۸)
میم مثل مادر (۱۳۸۵) 
زاگرس (۱۳۸۴) 

 

 مجموعه تلویزیونی

مجموعه تلویزیونی سال
جاودانگی (۱۳۹۰) 
ترانه مادری (۱۳۸۷) 
مثل هیچ‌کس   (۱۳۸۷)
یک مشت پرعقاب (۱۳۸۶) 
کلاه پهلوی (۱۳۸۳-۱۳۹۰)
شلیک نهایی (۱۳۷۳)

 

 تله فیلم

 تله فیلم سال
پروانه‌ها (۱۳۸۸) 
بلند گریه کن (۱۳۸۴)

 

 تصاویر حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

 حنانه شهشهانی، تصاویر حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

   حنانه شهشهانی، تصاویر حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

    حنانه شهشهانی، تصاویر حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

    حنانه شهشهانی، تصاویر حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

    حنانه شهشهانی، تصاویر حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

    حنانه شهشهانی، تصاویر حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

    حنانه شهشهانی، تصاویر حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

    حنانه شهشهانی، عکسهای حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

    حنانه شهشهانی، عکسهای حنانه شهشهانی

حنانه شهشهانی,بیوگرافی حنانه شهشهانی ,تصاویر حنانه شهشهانی

    حنانه شهشهانی، عکسهای حنانه شهشهانی

 

 

منبع:.wikipedia.org


موضوعات مرتبط: سرگرمی , دنیای بازیگران , ,

|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ
شنبه 24 خرداد 1393 ساعت 17:5 | بازدید : 600 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

بیوگرافی و عکس سلیم در سریال خاطرات تلخ
براک هاکمن در ۱۴ آگوست ۱۹۸۱ در آنتالیای ترکیه متولد شد.

در دوران دانشگاه عضو تئاتر دانشگاه بود و بعدها همین علاقه رو ادامه داد.پدر او از خوانندگان ترکیه است وبراک میتواند درامز باس کیبورد پیانو و ترمپت رابنوازد

عکس‌های سلیم بازیگر سریال خاطرات تلخ

عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ,بیوگرافی سلیم در سریال خاطرات تلخ,تصاویر سلیم در سریال خاطرات تلخ عکس‌های سلیم بازیگر سریال خاطرات تلخ

 عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ,بیوگرافی سلیم در سریال خاطرات تلخ,تصاویر سلیم در سریال خاطرات تلخ

 عکس‌های سلیم بازیگر سریال خاطرات تلخ

عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ,بیوگرافی سلیم در سریال خاطرات تلخ,تصاویر سلیم در سریال خاطرات تلخ

 عکس‌های سلیم بازیگر سریال خاطرات تلخ

عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ,بیوگرافی سلیم در سریال خاطرات تلخ,تصاویر سلیم در سریال خاطرات تلخ

 عکس‌های سلیم بازیگر سریال خاطرات تلخ

عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ,بیوگرافی سلیم در سریال خاطرات تلخ,تصاویر سلیم در سریال خاطرات تلخ

 عکس‌های سلیم بازیگر سریال خاطرات تلخ

عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ,بیوگرافی سلیم در سریال خاطرات تلخ,تصاویر سلیم در سریال خاطرات تلخ

 عکس‌های سلیم بازیگر سریال خاطرات تلخ

عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ,بیوگرافی سلیم در سریال خاطرات تلخ,تصاویر سلیم در سریال خاطرات تلخ

 عکس‌های سلیم بازیگر سریال خاطرات تلخ

عکس های سلیم در سریال خاطرات تلخ,بیوگرافی سلیم در سریال خاطرات تلخ,تصاویر سلیم در سریال خاطرات تلخ

 

 jahaniha.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , دنیای بازیگران , ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


متن تبریک شب یلدا
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:45 | بازدید : 623 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

متن تبریک شب یلدا

 

یلدا، تو را دوست دارم، به اندازه همه ستاره هایى که در چشم هایت مى درخشند،
اى خواستنى ترینِ شب ها! طعم تو، به اندازه همه صبح هاى دل انگیز آفتابى بهار، شیرین است.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا

 

شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه،
نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛
شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا

 

عمرتون صد شب یلدا
دلتون قدر یه دنیا
توی این شبهای سرما
یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه نصیبت
غم بمونه واسه فردا

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبى خوش است بدین قصه اش دراز کنید

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آن قدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.
یلدایتان مبارک

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

روی گل شما به سرخی انار
شب شما به شیرینی هندوانه
خندتون مانند پسته
و عمرتون به بلندی یلدا
شب یلدا مبارک

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا

 

یلدا، مجالى است براى تکرار هر آنچه روزگارى، سرمشق خوبى هایمان بوده اند
و امروز بر روى طاقچه عادت هایمان غبار مى گیرند.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا

 

یلدا، تو که مى آیى، بزرگ ترهاى شاید فراموش شده،
دوباره به جوان ترهاى مهمان، به گرمى لبخند مى زنند.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

یلدا، تو که مى آیى، طعم گرم و صمیمى گرد هم آمدن خانواده ها را دوباره مى توان حس کرد.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا

 

امشب، میوه سربسته حرف هایمان را روبه روى هم مى گذاریم
تا طعم شیرین دوستى را به کام زمستانى روزگار بچشانیم.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

تنها چند دقیقه ناقابل مى تواند از یک شب عادى، شب یلدا بسازد؛
ولى با هم بودن است که آن را نیک نام کرده و در تاریخ ماندگار شده است.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

شب یلدا، «شب عاشقان بی دل» آکنده از عطر مهربانی، سرشار از ترنّم عشق و لبریز از تبسّمِ آینده باد!

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند زودتر صبح بشه هم هستی ؟

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

شیرینىِ در کنار هم بودن لبخندهاى امشب، هزار بار بهتر از اشکِ حسرت ریختن بر مزار جدایى هاى فرداست.

 

متن تبریک شب یلدا, تبریک شب یلدا

متن تبریک یلدا 

 

ما منتظر صبح شب یلداییم
دستی به دعا تا فرج فرداییم
شب یلدایتان مبارک

منبع:yasgroup.ir

برچسب‌ها: متن تبریک شب یلدا ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


جملات الهام بخش برای زندگی (11)
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:39 | بازدید : 601 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

 

جملات انرژی بخش

منبع:khanoomgol.com

 


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


دروغهاي مادرم...
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:36 | بازدید : 580 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

"فرزندم برنج بخور، من گرسنه نيستم." و اين اوّلين دروغي بود که به من گفت.


زمان گذشت و قدري بزرگتر شدم. مادرم کارهاي منزل را تمام مي‎کرد و بعد براي صيد ماهي به نهر کوچکي که در کنار منزلمان بود مي‏رفت. مادرم دوست داشت من ماهي بخورم تا رشد و نموّ خوبي داشته باشم. يک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهي صيد کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهي را جلوي من گذاشت. شروع به خوردن ماهي کردم و اوّلي را تدريجاً خوردم.

مادرم ذرّات گوشتی را که به استخوان و تيغ ماهی چسبيده بود جدا مي‎کرد و مي‎خورد؛ دلم شاد بود که او هم مشغول خوردن است. ماهي دوم را جلوي او گذاشتم تا ميل کند. امّا آن را فوراً به من برگرداند و گفت:
"بخور فرزندم؛ اين ماهي را هم بخور؛ مگر نمي‎داني که من ماهي دوست ندارم؟" و اين دروغ دومی بود که مادرم به من گفت.

قدري بزرگتر شدم و ناچار بايد به مدرسه مي‎رفتم و آه در بساط نداشتيم که وسايل درس و مدرسه بخريم. مادرم به بازار رفت و با لباس‎فروشي به توافق رسيد که قدري لباس بگيرد و به در منازل مراجعه کرده به خانم‎ها بفروشد و در ازاء آن مبلغي دستمزد بگيرد.
شبي از شب‎هاي زمستان، باران مي‏باريد. مادرم دير کرده بود و من در منزل منتظرش بودم. از منزل خارج شدم و در خيابان‎هاي مجاور به جستجو پرداختم و ديدم اجناس را روي دست دارد و به در منازل مراجعه مي‎کند. ندا در دادم که، "مادر بيا به منزل برگرديم؛ ديروقت است و هوا سرد. بقيه کارها را بگذار براي فردا صبح." لبخندي زد و گفت:
"پسرم، خسته نيستم." و اين دفعه سومي بود که مادرم به من دروغ گفت.

به روز آخر سال رسيديم و مدرسه به اتمام مي‎رسيد. اصرار کردم که مادرم با من بيايد. من وارد مدرسه شدم و او بيرون، زير آفتاب سوزان، منتظرم ايستاد. موقعي که زنگ خورد و امتحان به پايان رسيد، از مدرسه خارج شدم.
مرا در آغوش گرفت و بشارت توفيق از سوي خداوند تعالي داد. در دستش ليواني شربت ديدم که خريده بود من موقع خروج بنوشم. از بس تشنه بودم لاجرعه سر کشيدم تا سيراب شدم. مادرم مرا در بغل گرفته بود و "نوش جان، گواراي وجود" مي‏گفت. نگاهم به صورتش افتاد ديدم سخت عرق کرده؛ فوراً ليوان شربت را به سويش گرفتم و گفتم، "مادر بنوش." گفت:
"پسرم، تو بنوش، من تشنه نيستم." و اين چهارمين دروغي بود که مادرم به من گفت.

بعد از درگذشت پدرم، تأمين معاش به عهده مادرم بود؛ بيوه‎زني که تمامي مسئوليت منزل بر شانهء او قرار گرفت. مي‏بايستي تمامي نيازها را برآورده کند. زندگي سخت دشوار شد و ما اکثراً گرسنه بوديم. عموي من مرد خوبي بود و منزلش نزديک منزل ما. غذاي بخور و نميري برايمان مي‏فرستاد. وقتي مشاهده کرد که وضعيت ما روز به روز بدتر مي‏شود، به مادرم نصيحت کرد که با مردي ازدواج کند که بتواند به ما رسيدگي نمايد، چه که مادرم هنوز جوان بود. امّا مادرم زير بار ازدواج نرفت و گفت:
"من نيازي به محبّت کسي ندارم..." و اين پنجمين دروغ او بود.

درس من تمام شد و از مدرسه فارغ‎التّحصيل شدم. بر اين باور بودم که حالا وقت آن است که مادرم استراحت کند و مسئوليت منزل و تأمين معاش را به من واگذار نمايد. سلامتش هم به خطر افتاده بود و ديگر نمي‏توانست به در منازل مراجعه کند. پس صبح زود سبزي‎هاي مختلف مي‏خريد و فرشي در خيابان مي‏انداخت و مي‏فروخت. وقتي به او گفتم که اين کار را ترک کند که ديگر وظيفهء من بداند که تأمين معاش کنم. قبول نکرد و گفت:
"پسرم مالت را از بهر خويش نگه دار؛ من به اندازهء کافي درآمد دارم." و اين ششمين دروغي بود که به من گفت.

درسم را تمام کردم و وکيل شدم. ارتقاء رتبه يافتم. يک شرکت آلماني مرا به خدمت گرفت. وضعيتم بهتر شد و به معاونت رئيس رسيدم. احساس کردم خوشبختي به من روي کرده است. در رؤياهايم آغازي جديد را مي‏ديدم و زندگي بديعي که سراسر خوشبختي بود. به سفرها مي‏رفتم. با مادرم تماس گرفتم و دعوتش کردم که بيايد و با من زندگي کند. امّا او که نمي‏خواست مرا در تنگنا قرار دهد گفت:
"فرزندم، من به خوش‏گذراني و زندگي راحت عادت ندارم."
و اين هفتمين دروغي بود که مادرم به من گفت.

مادرم پير شد و به سالخوردگي رسيد. به بيماري سرطان ملعون دچار شد و لازم بود کسي از او مراقبت کند و در کنارش باشد. امّا چطور مي‏توانستم نزد او بروم که بين من و مادر عزيزم شهري فاصله بود. همه چيز را رها کردم و به ديدارش شتافتم. ديدم بر بستر بيماري افتاده است. وقتي رقّت حالم را ديد، تبسّمي بر لب آورد. درون دل و جگرم آتشي بود که همهء اعضاء درون را مي‏سوزاند. سخت لاغر و ضعيف شده بود. اين آن مادري نبود که من مي‎‏شناختم. اشک از چشمم روان شد. امّا مادرم در مقام دلداري من بر آمد و گفت:
"گريه نکن، پسرم. من اصلاً دردي احساس نمي‎کنم." و اين هشتمين دروغي بود که مادرم به من گفت.

وقتي اين سخن را بر زبان راند، ديدگانش را بر هم نهاد و ديگر هرگز برنگشود. جسمش از درد و رنج اين جهان رهايي يافت.
اين سخن را با جميع کساني مي‎گويم که در زندگي‎اش از نعمت وجود مادر برخوردارند. اين نعمت را قدر بدانيد قبل از آن که از فقدانش محزون گرديد.
اين سخن را با کساني مي‎گويم که از نعمت وجود مادر محرومند. هميشه به ياد داشته باشيد که چقدر به خاطر شما رنج و درد تحمّل کرده است و از خداوند متعال براي او طلب رحمت و بخشش نماييد.
مادر دوستت دارم. خدايا او را غريق بحر رحمت خود فرما همانطور که مرا از کودکي تحت پرورش خود قرار داد
منبع:kocholo.org

برچسب‌ها: دروغهاي مادرم , , , ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


با دقت بخوانید
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:34 | بازدید : 595 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند که در دوران کودکی ، یک پیله کرم ابریشم را بر روي درختی می یابد، درست هنگامی که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد . اندکی منتظر می ماند ، اما سرانجام چون خروج پروانه طول می کشد تصمیم می گیرد این فرآیند را شتاب بخشد . با حرارت دهان خود آغاز به گرم نمودن پیله می کند ، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می کند . اما بال هایش هنوز بسته اند و اندکی بعد می میرد .


او می گوید : (( بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود ، اما من انتظار کشیدن نمی دانستم . آن جنازه ی کوچک تا به امروز ، یکی از سنگین ترین بارها ، بر روی وجدان من بوده است . اما همان جنازه باعث شد درک کنم که یک گناه حقیقی وجود دارد : فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان . بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود را کشیدن شاهد بودن وسختی کشیدن عزیزان و صبوربودن و مقاومت کردن ، و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خدا برای زندگانی ما و فرزندانمان برگزیده است

اگرپوسته تخم مرغی که ترک خورده و جوجه میخواهد سر از تخم بیرون آورد به شکستن آن کمک کنید یقین بدانید پس از مدتی جوجه بیمار خواهد شد باید جوجه سختی بکشد تا پوسته را بشکند تا سالمتر و قویتر پا به زندگی گذارد.
نگذارید هیچ چیز و هیچ کس جلوی شما را برای رسیدن به موفقیت بگیرد
بگذارید فرزندانتان زمین بخورند تا تجربه کنند اینقدر آنها را یاری نکنید
هیچ وقت نگران شکست ها ی فرزندان خود نباشید ، چراکه همان شکست شاید ، رهگشای موفقیت و درخشش او باشد .

 

هیچ گاه بار مسئولیت کسی را به دوش نکشید .
جلوی تحقیر شدن او را نگیرید .
آسیب های او را به جان نخرید .
بگذارید تا همین فشارها موجب شکوفایی او شوند .
دانه ای که سعی دارد خود را از دل خاک به بیرون بکشد را ، از خاک در نیاورید .
پیله پروانه ای که خود را با سختی از درون به بیرون می کشد را ، پاره نکنید .
پوسته تخم مرغی که جوجه ای سعی دارد آن را بشکافد و بیرون بیاید ، نشکنید .

 

چرا که شما دریچه های خروج از عالم تاریک و تنگ و رنج آور را به روی آن ها خراب می کنید و مانع پیش روی آن ها در مسیر رشدشان می شوید .
گاه تنها تماشا کردن این صحنه ها کافی است .
بر خودخواهی های خود غلبه کنیم
بر حس مالکیت خود
بر طمع خود
بر زیاده خواهی ها
و
عواطف آسیب رسان خود
مسلط شویم
و دریچه های خیر را به روی فرزندانمان بگشاییم .
به امید شکوفایی عزیزانمان

منبع:kocholo.org

برچسب‌ها: با دقت بخوانید ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


با تفکر بخوانید
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:32 | بازدید : 587 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

تا حالا عادت داشتید اشیاء بی مصرف رو انبار کنید و فکر کنید یه روزی - کی میدونه چه وقت – شاید به دردتون بخوره؟

تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می کنید در آینده شاید بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟

تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردین، انبار کنید؟


درون خودت چی؟
تا حالا شده که خاطره ی سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چیزای دیگه رو به خاطر بسپاری؟

دیگه نکن!
تو داری بر خلاف مسیر کامیابی خودت حرکت می کنی!
باید جا باز کنی ... ، یه فضای خالی، تا اجازه بده چیزای تازه به زندگیت وارد بشه.
باید خودتو از شر چیزای بی مصرفی که در تو و زندگیت هستن خلاص کنی تا کامیابی به زندگیت وارد بشه.

 

قدرت این تهی بودن در اینه که هر چی که آرزوش رو داشتی، جذب می کنه.
تا وقتی که در جسم و روح خودت احساسات بی فایده رو نگهداری، نمی تونی جای خالی برای موقعیت های تازه بوجود بیاری.

 

خوبیها باید در چرخش باشن ....
کشوها، قفسه ها، اتاق کار و گاراژ رو تمیز کن.
هر چیزی رو که دیگه لازم نداری بنداز دور ...
میل به نگهداشتن چیزای بی مصرف، زندگی رو پر پیچ و تاب می کنه.
این اشیاء نیستن که چرخ زندگی تو رو به حرکت در میارن ....
به جای نگهداشتن ...

 

وقتی انبار می کنیم، احتمال خواستن رو تصور می کنیم، احتمال تنگدستی رو ....
فکر می کنیم که فردا شاید لازم بشن و نمی تونیم دوباره اونا رو فراهم کنیم ...
با این فکر تو دو تا پیغام به مغزت و زندگیت می فرستی:
که به فردا اعتماد نداری ...
و
اینکه تو شایسته چیزای خوب و تازه نیستی
به همین دلیل با انبار کردن چیزای بی مصرف خودتو سر پا نگه می داری

 

عشق بورز
چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای
بخوان
چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود
زندگی کن
چنانکه گویی بهشت روی زمین است
خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان
بگذار نور به زندگیت وارد بشود
و خودت ...
به همین دلیل بعد از خوندن این مطلب ... نگهش ندار ... به دیگران بده .....
امید که صلح و کامیابی برایت به ارمغان بیاورد
آمین

منبع:kocholo.org

 
برچسب‌ها: با تفکر بخوانید ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


سخنان زیبا و آموزنده بودا
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:31 | بازدید : 579 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

رهایی قطعی هر کس در نابودی است.بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

هرگاه کسی که نيکی می کند ، با نتيجه آن خود را مشغول نسازد، آنوقت حس غضب و خود خواهی در قلب او خاموش می شود. بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

اگر کسی در انجام کاری پرخاش کند ،دادگر نیست .بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد.  بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد . بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

آزادي در بي آرزوئي است. بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست . بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

هيچ کس جز خود ما مسوول بدبختی ها و يا خوشبختی های ما نيست. بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

آزادي در بي آرزوئي است. بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد. بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادی نمودن بهترين خوشبختی هاست . بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

کسی که از ابتدا نا بینا به دنیا آمده است معنی تاریکی را نمی فهمد زیرا هرگز روشنایی را تجربه نکرده است. بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

هستي ما به ناپايداري ابرهاي پاييز تماشاي تولد و مرگ موجودات همچون نظاره شعله‌‌هاي آتش يك عمر مانند جرقه رعدي در آسمان چون سيلابي پر شتاب و روان از سراشيبي كوهي . بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست . بودا

 

¤¤¤¤¤¤¤¤سخنان بودا¤¤¤¤¤¤¤¤

 

گرسنگی بدترین ناخوشی هاست .بودا

منبع:jomalatziba.blogfa.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


متن ادبی دهه فجر
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:28 | بازدید : 609 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

مقاله در مورد دهه فجر

 

وقتی صدای پای بهمن از کوچه پس کوچه های خاطره ها به گوش تو می رسد. گویی شهیدانند که آمده اند برای بیعت دوباره برای هشدار و تذکر و بیداری . بهمن که از راه می رسدشهیدان پیمان نامه ی خونین شهادت را برای تجدید امضای تک تک ما می آورند تا فراموش نکنیم که باغبان لاله ها امام مهربان بود و سایبان لحظه ها، نگاهش هنوز هم نگران باغمان است. هر بهمن امام است که دوباره بر بال ملائک به دیدارمان می آید و کوچه های باغمان را پر از نسترن و نیلوفر می نماید. گام هایش همه جا یاس می کارد و گل محمدی به خانه ها هدیه می کند.
بهمن همیشه در راه است.
فرارسیدن ایام مبارک فجر طلیعه ی آزادی ملت و محو استبداد و واپس راندن استعمار، بر ملت بزرگ ایران مبارک باد.

 مقاله در مورد دهه فجر

 

به نام اعظمی که عظیمی چون خمینی آفرید
سلام بر تو ای روح خدا سلام بر تو که بخشنده تر از آفتاب در آسمان ابدیت تابیدن گرفتی و با ملائک در هم آمیختی.

 

سلام بر تو که از نظرها پنهان و در دل ها جاودانه ای و سلام بر تو که از خاک در گستره ی افلاک زیستن دوباره آغاز نمودی

 

خمینی جان
آن دل که به یاد تو نباشد دل نیست/ قلبی که به عشقت نتپد جز گِل نیست
آن کس که ندارد به سر کوی تو راه/ از زندگی بی ثمرش حاصل نیست

 

سلامی صمیمانه و خاضعانه محضر شما عزیزانی داریم که مشیت الهی، نور مهرتان را به دل ما تاباند و در دل مهربانتان جایی برای ما باز کرد و نعمت همدلی را به ما ارزانی داشت. امیدواریم قدر این نعمت را بدانیم و لایق عنایت و محبت شما باشیم.

ضمن عرض خیر مقدم پیشگاه شما عزیزان و سروران گرامی، سر بر آستان جلال پروردگاری می ساییم که همتمان را بدرقه ی راه ساخت تا در جشن بزرگ انقلاب گامی برداریم.

 

الهی گر شکر شوم شکر تو نتوانم گفت/ ور عذر شوم عذر تو نتوانم خواست (نتوانم با سکون "ت").

 مقاله در مورد دهه فجر

 

همدلان ، همنفسان ، عاشقان سلام، سلامی چو بوی خوش آشنایی ، سلامی از دیار احساس در لفافه ای از مهر و محبت و در طبقی از عطر گل یاس پیشکش حضور پر لطفتان و درودی چون گلواژه ی سرخ عشق به پاکی صداقت چشمانتان تقدیمتان باد.

 

سلام بر فجر و سلام بر فجر آفرینان میدان عشق
پرهای بافته را بگشا که تندیسی به لطافت نسیم روی امام، چونان تمثیلی جاندار از این دیار می گذرد و با تبسمی پاک، عشقی بی آلایش را از دروازه ی شرق عبور می دهد تا خورشیدی را به طلوعی دوباره فراخواند.
پرهای بافته را بگشا که تیغه های نور در رگهای ظلمت می دود . دانه های مدفون را به تجربه ای نیازموده دعوت می کند. اکنون باغ در انتظار مولودی جدید است.
پرهای بافته را بگشا تا برای محشریان پلی از پیغام عبودیت سازیم و سرود پیروزی و آمدن آفتابی سرخ را همگی به یک آهنگ بخوانیم.
منبع:iranmojri.com

برچسب‌ها: متن ادبی دهه فجر ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


سخنان ژان پل سارتر
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:27 | بازدید : 593 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

از همه اندوهگین تر شخصی است كه از همه بیشتر می خندد. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 دمی بی خبری كافی است تا همه چیز را از دست بدهی و ناگهان هر چه را كه با تلاش به دست آورده ای، نابود می شود و از دست می رود. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 هیچ كس نمی داند در زمانهای بحرانی، وفاداری به كدام سو رو می كند. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 همه نیاز به زمان دارند. آدم نباید پیش از اینكه بداند چه می گوید، نتیجه گیری كند. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 بی دانش، نه می توان امیدوار بود نه ناامید. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 هنگامی كه چیزی از دست می رود، دیگر نمی توان آن را پس گرفت .ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 تصمیم هایی وجود دارد كه هیچ كس نباید ناگزیر به گرفتن شان شود. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 تا زمانی كه مطمئن نشوم، امیدم را از دست نمی دهم.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

هرگز دری را نزن، مگر اینكه بدانی در آن سویش چه می گذرد.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 اینكه چه چیزی در كجا گفته شود، تفاوتی ندارد، اینكه آنچه نخست گفته شود، دومی باشد یا دومی، واپسین.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 مسئله تنها این نیست كه چیزها ناپدید می شوند، بلكه پس از آن، یادشان نیز نابود می شود.ژان پل سارتر 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 هر بار كه می پنداری پاسخ پرسشی را یافته ای، پی می بری كه آن پرسش، هیچ مفهومی ندارد. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 همه ی چیزهای زیبایی را كه می بینی، به ذهن بسپار، تا همیشه با تو باشند، حتی در زمانهایی كه آنها را نمی توانی ببینی.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

ناامیدی كامل می تواند در كنار درخشان ترین نوآوری ها به سر بَرَد. از كار افتادگی و شكوفایی، یكدیگر را جذب می كنند. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 هر كس نیازمند دوستانی است.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 هنگامی كه آغاز به نوشتن موضوعی می كنم، ناگهان پی می برم كه درك من از آن چه اندازه اندك است.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 مردم از هر چیزی سخن می گویند، به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 برای زنده ماندن، باید خودت را از درون بكُشی؛ از این رو بیشتر آدمها همه چیز را رها كرده اند، چون می دانند كه هر اندازه هم تلاش كنند، سرانجام می بازند و زمانی كه به این نقطه رسیدی، هر گونه مبارزه ای بیهوده است.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 شاید بزرگترین دشواری، همین باشد؛ زندگی چنان كه ما می شناختیم پایان یافته، ولی هنوز كسی نیست كه بداند چه چیزی جای آن را گرفته است.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

هیچ چیز ساده تر از قلب نمی شكند.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 كمابیش كسی نیست كه بخش كوچكی از زندگی را چنان كه در گذشته بود، در وجود خود به دوش نكشد. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 اگر بخواهی از راه دویدن، خودكشی كنی، ابتدا باید خوب دویدن را یاد بگیری.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 مرگ، تنها چیزی است كه حسی را در ما برمی انگیزد. مرگ، شكل هنری ما و تنها راه ابراز درون ناپیدا است. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 آدم باید به این امر خو بگیرد كه به كمترین ها خرسند باشد. هرچه كمتر بخواهی، با چیزهای كمتری خشنود می شوی و هر اندازه نیازهایت را كم كنی، امور زندگی ات بهتر خواهد شد.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 هنگامی كه امید می میرد، هنگامی كه می بینی كمترین امكان امیدوار بودن را از دست داده ای، فضای خالی را با رؤیا، اندیشه های كوچكِ بچگانه و داستانها پر می كنی تا بتوانی به زندگی ادامه بدهی.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

نگذارید بچه ها گریه كنند، زیرا باران هم غنچه را تباه می كند.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

همه می گویند آرزو بر جوانان گناه نیست و من می گویم بر پیران هم!  ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 تاریخ یك ماشین خودكار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلكه تاریخ همان خواهد شد كه ما می خواهیم.ژان پل سارتر 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 نبوغ، جوهر تفكر است. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 امروز آدمی ناگزیر به دیروز تبدیل خواهد شد، اما امكان دارد فردای شما هرگز امروز نشود. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

بشر جاودانه بیرون از خویشتن است. بشر با پی ریزی "طرح" خود در جهانی بیرون از خویش و با محو شدن در چنین جهانی، بشر و بشریت را به وجود می آورد. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست، بلكه مجموعه ای است از آنچه هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد.  ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 بشر آفریننده ی ارزشها است.  ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 "ارزش"، چیزی نیست جز معنایی كه شما برای آن برمی گزینید.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 من هنگامی آزادم كه همه ی جهانیان آزاد باشند؛ تا هنگامی كه یك نفر اسیر در جهان هست، آزادی وجود ندارد. ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

همیشه باید اخلاق را آفرید و ابداع كرد.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 بشر از ابتدا موجود ساخته و پرداخته ای نیست؛ بلكه با برگزیدن اخلاق خود، خویشتن را می سازد.ژان پل سارتر 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 هیچ كس نمی تواند آزادی خود را هدف خویش سازد، مگر اینكه آزادی دیگران را نیز به همان گونه هدف خود قرار دهد.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 فلسفه ی متكی به احتمالات كه وابسته به حقیقتی نباشد، محكوم به نیستی است.  ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 من همیشه می توانم آزادانه انتخاب كنم، اما باید بدانم كه اگر انتخاب نكنم، باز هم انتخابی كرده ام.ژان پل سارتر 

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 شخص قهرمان، خود، خویشتن را قهرمان می كند.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 آنچه به بشر امكان زندگی می دهد، تنها عمل است.  ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 امكان عشق، چیزی جز آنچه از عشق تجلی می كند نیست.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 آنچه آدمی را سست عنصر می سازد، عمل گریز یا تسلیم است.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 بشر وجود ندارد، مگر در حدی كه طرح های خود را تحقق می بخشد. بنابراین، جز مجموعه ی اعمال خود، جز زندگانی خود، هیچ نیست.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 عشقی جز آنچه به مرحله ی تحقق درمی آید، وجود ندارد.ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 بشر، محكوم است، زیرا خود را نیافریده و در عین حال، آزاد است، زیرا همین كه پا به جهان گذاشت مسئول همه ی كارهایی است كه انجام می دهد.ژان پل سارتر

 حقیقتی وجود ندارد، جز در عمل.  ژان پل سارتر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان ژان پل سارتر♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 شما آزاده اید؛ راه خود را برگزینید؛ یعنی بیافرینید.ژان پل سارتر

 

منبع:jomalatziba.blogfa.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


نامه خداحافظی من به تمام دوستدارانم-گارسیا مارکز
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:24 | بازدید : 570 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

اگر خداوند براي لحظه اي فراموش ميكرد كه من عروسكي كهنه ام و تكه كوچكي از زندگي به من ارزاني ميداشت احتمالا همه آنچه را كه به فكرم ميرسيد نميگفتم بلكه به همه ي چيزهايي كه ميگفتم فكر ميكردم.

 

كمتر ميخوابيدم و بيشتر رويا ميديدم.چون ميدانستم هر دقيقه اي كه چشممان را بر هم ميگذاريم شصت ثانيه ي نو را از دست ميدهيم.هنگامي كه ديگران مي ايستند راه ميرفتم و هنگامي كه ديگران ميخوابيدند بيدار ميماندم.هنگامي كه ديگران صحبت ميكردند گوش ميدادم و از خوردن يك بستني شكلاتي چه لذتي كه نميبردم.کینه ها و نفرت هایم را روی تکه ای یخ مینوشتم و زیر نور آفتاب دراز میکشیدم.

 

اگر خداوند تكه اي زندگي به من ارزاني ميداشت قبايي ساده ميپوشيدم و طلوع آفتاب را انتظار ميكشيدم.... با اشكهايم گلهاي سرخ را آبياري ميكردم تا درد خارشان و بوسه ي گلبرگهايشان در جانم بخلد و هر روز غروب خورشید را عاشقانه مینگریستم.

 

خدايا اگر تكه اي زندگي ميداشتم نميگذاشتم حتي يك روز بگذرد بي آنكه به مردمي كه دوستشان دارم نگويم كه دوستشان دارم.بله تا جایی که میتوانستم به آنها میگفتم که دوستشان دارم.هر لحظه. به همه ي مردان و زنان میقبولاندم كه محبوب منند و در كمند عشق زندگي ميكردم.

 

به انسان ها نشان ميدادم كه چه در اشتباه اند كه گمان ميبرند وقتي پير شدند ديگر نميتوانند عاشق باشند.به آدمها میگفتم که عاشق باشند و عاشق باشند و عاشق .به هر كودكي دو بال ميدادم اما رهايش ميكردم تا خود پرواز را بياموزد و به سالخوردگان ياد ميدادم كه مرگ نه با سالخوردگي كه با فراموشي سر ميرسد.به انسانها یاد آوری میکردم که در قبال احساسی که به یکدیگر میدهند مسئولند.

 

آه !! انسانها ، از شما چه بسيار چيزها آموخته ام . من دريافته ام كه همگان ميخواهند در قله كوه زندگي كنند بي آنكه بدانند خوشبختي واقعي جاییست که سراشیبی به سمت قله را میپیماییم.دريافته ام كه وقتي طفل نوزاد براي اولين بار با مشت كوچكش انگشت پدر را مي فشارد او را براي هميشه به دام مي اندازد.دريافته ام كه يك انسان فقط هنگامي حق دارد به انسان ديگر از بالا به پايين بنگرد كه ناگزير باشد او را ياري دهد تا روي پاي خود بايستد.

 

من از شما بسي چيزها آموخته ام اما در حقيقت فايده چنداني ندارد چون هنگامي كه آنها را در اين چمدان ميگذارم بدبختانه در بستر مرگ خواهم بود.اما شما این را بخاطر بسپارید.چون هنوز زنده اید.
منبع:jomalatziba.blogfa.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی (13)
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:16 | بازدید : 591 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی

 

جملکس های زیبا و خواندنی


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


دلنوشته های بارانی
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:15 | بازدید : 567 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

بغضهای مرطوب مرا باور کن،
این باران نیست که میبارد ،
صدای خسته ی قلب من است که از چشمان آسمان بیرون میریزد

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

برای از بین بردن یک عدد معشوقه
نم باران کافی ست ...

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

وای باران باران
شیشه ی پنجره را باران شست..
از دلِ من اما ,چه کسی نقشِ تورا خواهد شست..

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

 همینکه بگویید : « آه , گمـــانم امروز بـاران ببــارد . »
کـافـی ست تا ابـرها دوستــتان داشتـــه باشنــد
وَ البـته شمـا را کـه چشـم به راهـشان بـوده اید

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

شـما را بیــــــــــــــشتر
آدم هـایِ غمگـینِ دوست داشتـنی
در میـان شما کسـی هـست
کـه با یـک تـکه ابـر کوچـکِ خـاکـستری
قـرار داشـته بــاشد ؟

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

بـاران کمــی آهستــه تــر
اینجــا کســی در خـانـه نیسـت
مــن هستــم
و
تنهــایــی
و
دردی کــه نــامـش زنـدگیســت ...

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

همچنـان منتـظرم
تـا قطره هاي بـاران
تـو را از آن بـالا در آغوشم رهـا کننـد

يا غـرق مي شوم
يا رفيـق شبهاي بـارانيت مي مانـم ...

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

نَــیـــا بــــاران ! ...
زَمــیــن جــــایِ قَـــشَـــنگـــــی نــیست...!

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

مثل باران چشمهایت دیدنی است
شهر خاموش نگاهت دیدنی است
زندگانی معنی لبخند توست
خنده هایت بی نهایت دیدنی است

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

دلم به عظمت باران برایت دلتنگی میکند... ؛
امروز عجیب؛
بی واژه؛
بی حصار... ؛
می خواهمت...

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

باز باران آمد
از هوا یا ز دو چشم خیسم؟
نیک بنگر!
چه تفاوت دارد . . .

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

کاش نامت باران بود...
آنوقت تمام مردم شهر هم
برای آمدنت دعا می کردند ...!

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

دِلِ مَـــــن
کُــــلــبـــۀ بـــارانــیـستـــــــ ...
وَ تُـــــو ،
آن بـــارانِ بــــی اِجــــازهِ ای ؛
کِــــه نـاگــــهــــان دَر اِحــســــاسِ مَـــــــن ،
چِـــکِّــــــه مـــــی کُـــنــــــی...

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

به باران سپرده ام
وقت آمدنت
هواي كوچه را داشته باشد
گوشم به زنگِ در است
مبادا آهسته بيايي!

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

تـــو
این روزهــا
برایـم حکم باران را داری..
درست وســط کـویـر،
همون قدر زندگی بخش
همون قدر مــحــال!

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

باران که بند بیاید
تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن...!!
نمک روی زخم ست بارانی که بی تو ببارد!!

 

•.•.•.•.•.•.•دلنوشته های بارانی•.•.•.•.•.•.•

 

تلنگر کوچکی است بــاران
وقتی فراموش میکنیم ؛
آسمان کجاست ...

منبع:kocholo.org


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:14 | بازدید : 576 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم
شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم. کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.

 

یک روز یه ترکه
اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

 

یه روز یه رشتیه..
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛ برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛ اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

 

یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

 

یه روز یه قزوینی یه...
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

 

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم
این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه آنقدر اين مطلب را بفرستيم و بخوانيم تا عادتهاي قجري در خنديدن به هموطن( آنكه در ديده ما جا دارد ) در ما بميرد و با هم يكي باشيم مثل هميشه،مثل زمانهاي سختي و مثل زمانهاي جشن و افتخار***
منبع:kocholo.org


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


با تو...بی تو (دکتر علی شریعتی)
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:12 | بازدید : 505 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوا می کند


باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند


باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند


باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر،حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند

و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

باتو، دریا با من مهربانی می کند


باتو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند


باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند


باتو، من با بهار می رویم


باتو، من در عطر یاس ها پخش می شوم


باتو، من در شیره ی هر نبات میجوشم


باتو، من در هر شکوفه می شکفم


باتو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می کنم


باتو، من در روح طبیعت پنهانم


باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم


باتو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من اند.


بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم


بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند


بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند


بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند


بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد

ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند

و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند


بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد


بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند


بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است


بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند


بی تو، من با بهار می میرم


بی تو، من در عطر یاس ها می گریم


بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.


بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم


بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم


بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم


بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.


درختان هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپ رکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من ، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک ، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند.
:: دکتر علی شریعتی ::

 

منبع:kocholo.org


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


ولنتاین/ پیشنهاداتی برای خرید هدیه ولنتاین
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:6 | بازدید : 734 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

ولنتاین/ پیشنهاداتی برای خرید هدیه ولنتاین

روز ولنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۱۴ فوریه (25 بهمن ) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.


روز ولنتاین در آسیا:
این روز در بیشتر کشورهای آسیایی جشن گرفته می‌شود. اما در کره و ژاپن و چین این جشن سابقه طولانی تری دارد. در این کشورها زنان بیشتر از مردان هدیه می‌دهند و جالب اینکه مردان تنها به عشق واقعیشان کادو می‌دهند اما زنان باید به تمام کسانی که دوست دارند هدیه بدهند.

حتی زنانی که در اداره کار می‌کنند باید به مردان همکار خود هم شکلات بدهند. این شکلات به giri choko مشهور می‌باشد و با شکلاتی به نام honmei choko فرق می‌کند و این شکلات مخصوص عشق‌های واقعی یا دوستی‌های قوی می‌باشد. در ژاپن دختران  به دخترانی که دوستان واقعی آنها هستند هم شکلات هدیه می‌دهند.
در روز 14 مارس در این کشورها مردان در انتظار هدیه‌ای می‌باشند که از عشق واقعی خود دریافت کنند. این روز به نام روز سفید می‌باشد و هدیه آن گل ختمی‌ و یا شکلات سفید می‌باشد.


در کره یک روز به نام روز سیاه وجود دارد که در 14 آوریل می‌باشد و مردانی که از عشق واقعی‌شان هدیه نگیرند غذایی به نام jajangmyun می‌خورند که همان رشته فرنگی چینی می‌باشد که با سس سیاه خورده می‌شود. در کره جنوبی جشنی در 11 نوامبر گرفته می‌شود که زن و شوهرهای جوان برای یکدیگر هدیه می‌خرند و زنان در این روز خود را غسل می‌دهند تا از بدترین ها دور شوند.

 

 توصیه هایی فوق العاده به خانمها برای خرید هدیه ولنتاین
هدیه ولنتاین - اگر تاكنون به فكر خرید هدیه ولنتاین نیفتادید و یا نمی‌دانید كه چه می‌خواهید بخرید، پیشنهاد ما را درباره خرید یك یا بعضی از این هدایا جدی بگیرید. البته این را هم اضافه كنیم كه شاد كردن همسرتان آن هم در روز خاصی مثل روز ولنتاین، تنها از طریق خرید هدیه میسر نمی‌شود.شما هم می‌توانید در نقش همسر ، شرایطی را برای او فراهم كنید كه در فضای خانه احساس راحتی و آرامش بیشتری كند. مطمئن باشید این كار برای او به‌مراتب لذت‌بخش‌تر خواهد بود.


1- یکی از هدایای ولنتاین می تواند یك كیف كار مناسب با شغل و موقعیت اجتماعی همسرتان باشد. كیف‌های چرم نسبت‌به بقیه كیف‌ها شیك‌تر هستند. هیچ‌وقت مد نمی‌شوند، هیچ‌وقت هم از مد نمی‌افتند. چرم، جذابیت و برازندگی بیشتری به آقایان شیك پوش می‌دهد.


2- حق انتخاب ادكلن همسرتان بعد از ازدواج با شماست! پس درنهایت زرنگی، ادكلنی را كه می‌پسندید برایش هدیه بخرید. برای این گزینه از 35 تا 140 هزار تومان كنار بگذارید.


3- كیف پول چرم، اگر می‌خواهید این پیشنهاد را انتخاب كنید، كنجكاوانه، سراغ كیف پول همسرتان بروید و نگاهی بیندازید. اگر كهنه شده ، شما بهترین گزینه را پیدا كردید. 


4- یکی دیگر از پیشنهادات ما برای خرید هدیه ولنتاین یك مجمـوعـه از محصولات بهداشتی مردانه  است.


5- ست کیف و كمربند هم یكی از هدایایی است كه همسر شما به آن احتیاج دارد اما دقت كنید كه كمربند را بر حسب سنشان انتخاب كنید.


6- بسیاری از آقایان به وسایل سرگرم‌كننده گرایش دارند. پس می‌توانید برای هدیه ولنتاین با سفارش پازل چهره (پیشنهاد: یكی از عكس‌های عروسی‌تان) او را غافلگیر كنید.

7- همچنین اگر باز هم دنبال تنوع بیشتری برای خرید هدیه ولتاین هستید، ما به شما ساعت، موبایل، ریش‌تراش، جاكلیدی، جا كارتی، خود نویس‌های شكیل و... را پیشنهاد می‌كنیم.

 

ایده هایی جالب برای تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

تزئین هدیه ولنتاین

 

منبع:hamshahrionline.ir
 seemorgh.com

 


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


اگر دروغ رنگ داشت...
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:4 | بازدید : 576 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

اگر دروغ رنگ داشت؛
هر روز شاید،
ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،
و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.

 

اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛
عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.

 

اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند،
همیشه می توانستند تنها نباشند.

 

اگر گناه وزن داشت؛
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،
خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،
و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.

 

اگر غرور نبود؛
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،
و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان،
جستجو نمی کردیم.

 

اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،
حبس نمی کردیم.

 

اگر خواب حقیقت داشت؛
همیشه خواب بودیم.
هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛
ولی گنج ها شاید،
بدون رنج بودند.

 

اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛
تا دیگران از سر جوانمردی،
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.
اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،
اگر همه ثروت داشتند.

 

اگر مرگ نبود؛
همه کافر بودند،
و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.
ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.

 

اگر عشق نبود؛
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...

 

اگر عشق نبود؛
اگر کینه نبود؛
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.
اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،
من بی گمان،
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا.

 آنگاه نمیدانم ،
به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟

منبع:kocholo.org

برچسب‌ها: اگر دروغ رنگ داشت , , , ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معجزه ای به نام زن !
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:1 | بازدید : 541 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

وقتی خدا زن را آفرید، او تا دیر وقت روی ساختن آن کار می کرد
یکی از فرشتگان نزد خدا آمد و عرض کرد:
چرا اینهمه زمان صرف این مخلوق می کنید؟


خداوند فرمود:
آیا از تمام خصوصیاتی که برای شکل دادنش می خواهم در او بکار ببرم اطلاع دارید؟
او باید قابل شستشو باشد، اما نه از جنس پلاستیک، با بیش از دویست قسمت متحرک با قابلیت جایگزینی.

 

او آنها را باید برای تولید انواع غذاها بکار ببرد، او باید قادر باشد چند کودک را همزمان در بغل بگیرد، آغوشش را برای التیام بخشیدن به هر چیزی از یک زانوی زخمی گرفته تا یک قلب شکسته بگشاید. او باید تمام اینکارها را با دو دست خود انجام بدهد.

فرشته تحت تأثیر قرار گرفت
"فقط با دو دستش… این غیر ممکن است!"و آیا این یک مدل استاندارد است؟
"اینهمه کار برای یک روز … تا فردا صبر کن و آنوقت او را کامل کن"


خدا فرمود: اینکار را نخواهم کرد و خیلی زود این موجود را که محبوب دلم
است، کامل خواهم کرد

"اما ای خدا، او را بسیار لطیف آفریدی"
خداوند فرمود: بله او لطیف است، اما او را قوی نیز ساخته ام
نمی توانی تصور کنی که او چه سختیهایی را می تواند تحمل کند و بر آن فائق شود


فرشته پرسید آیا او می تواند فکر کند؟
خداوند پاسخ داد: نه تنها می تواند فکر کند، بلکه می تواند استدلال و بحث کند
فرشته گونه های زن را لمس کرد
خدایا، بنظر می رسد این موجود چکه می کند!
شما مسئولیت بسیار زیادی بردوش او گذاشته ای


او چکه نمی کند…. این اشک است" خداوند گفته فرشته را اصلاح کرد."
فرشته پرسید "این اشک به چه کار می آید؟"
خداوند فرمود:
"اشکها وسیله او برای بیان غم ها و تردیدهایش، عشق اش و تنهایی اش، تحمل رنجها و غرور اش است

 

این گفته فرشته را بسیار تحت تأثیر قرار داد و گفت "خدایا تو همتا نداری"
تو فکر همه چیز را کرده ای. زن واقعا موجود شگفت انگیزی است
آری او واقعاً شگفت انگیز است! زن تواناییهایی دارد که مرد را شگفت زده میکند
او مشکلات را پشت سر می گذارد و مسئولیتهای سنگین را بر دوش می کشد
او شادی ، عشق و اندیشه را با هم دارد.

او می خندد هنگامی که احساسی شبیه جیغ کشیدن دارد
او آواز می خواند وقتی احساسی شبیه گریه کردن دارد، وقتی که خوشحال است
گریه می کند و وقتی که ترسیده است می خندد


او برای آنچه اعتقاد دارد مبارزه می کند و علیه بی عدالتی می ایستد
وقتی که راه حل بهتری بیابد، برای جواب دادن از کلمه "نه" استفاده نمیکند
عشق او مطلق و بدون قید و شرط است
وقتی فرزندانش موفق می شوند گریه می کند
ولی او برای فائق آمدن بر زندگی نیرو می گیرد
او می داند که یک بوسه و یک آغوش می تواند یک دل شکسته را التیام بخشد
او فقط یک اشکال دارد 

منبع:kocholo.org


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


جملات زیبا و آموزنده
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 19:0 | بازدید : 549 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

هر چه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید / سایه ها را درازتر بینی . . .
(رهی معیری)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

تا توانی رفع غم از چهره ی غمناک کن
در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

هیچ وقت
یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺵ
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ . . .

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

هرگاه از دست کسی خشمگین و یا ناراحت شدید
این قوانین فردی شماست که ناراحتتان کرده است
نه رفتار طرف مقابل . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق “انسان” بودن ماست . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور قلبش می گذارد نه دور سرش . . .
(نورمن وینسنت پیل)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

شیر از رام کننده ی خود قوی تر است
این را رام کننده می داند ، مهم اینست که شیر نمی داند . . .
(تری ایگلتون)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

دل شما کاروانسرا نیست
نگذارید دیگران وسط دل شما
خستگی رابطه های قبلیشان را در کنند . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

وابستگی یعنی میخواهمت چون مفیدی
دلبستگی یعنی میخواهمت حتی اگر مفید نباشی . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

سه چیز را نگه دار:
گرسنگیت را سر سفره دیگران
زبانت را در جمع
و چشمت را در خانه دوست . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

هیچ کس متوجه نمی شود که بعضی از افراد چه عذابی را تحمل می کنند
تا آرام و خونسرد به نظر بیایند!
(آلدوس هاکسلی)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

زندگی تراژدی است برای آن کس که احساس دارد
و کمدی است برای آن که می اندیشد . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

دنیای عجیبی شده است
برای دروغ هایمان خداراقسم میخوریم
و ب حرف راست ک میرسیم
میشود جان تو . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

به دنبال فرصت باش ، نه امنیت !
جای قایق ساکن در بندرگاه امن است اما بتدریج کف آن خواهد پوسید . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

منتظر لحظه مناسب نباش
همین لحظه رو بگیر و مناسب‌ش کن . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

یک ابله تحصیل کرده از
یک ابله بی سواد ابله تر است.
(مولیر)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

حکایت عجیبیست
رفتار ما آدم ها را خدا می بیند و فاش نمی کند.
مردم نمی بینند و فریاد می زنند

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

بزرگترین اشتباهی که ما آدمها در رابطه هامون می کنیم این است که :
نصفه میشنویم، یک چهارم می فهمیم و هیچی فکر نمیکنیم
اما دو برابر واکنش نشان میدهیم . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

بترسین از آدم ِ راستگو
که اگه دروغ بگه
حرفش سند ِ!
همه باور میکنن . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

تفاوت بین یک آدم موفق با دیگران کمبود استعداد، یا اطلاعات نیست
بلکه کمبود اراده است . . .
(ونس لمباردی)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

آن نعمت نصیب ماست که قدرش را می دانیم وگرنه از صورت زیبا برای کور چه حاصل ؟
(ویلیام تن)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

بهترین آدمها زندگی
همانهایی هستند که
وقتی کنارشان میشینی
چایی ات سرد میشود ودلت گرم . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

موفقیت ، جایگاهی که در حال حاضر داری نیست
بلکه سمتی است که نگاه می‌کنی . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

وقتی پیروز میشوی نیاز به توضیح نداری
و وقتی شکست میخوری چیزی برای توضیح دادن نداری . . .
(هیتلر)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

چه کلمه مظلو میست
“قسمت ”
تمام نامردی ها را گردن میگیرد . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

اگر توانستی تا آخر گوش دادن ، “قضاوت” نکنی
گوش دادن را یاد گرفته ای . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

همانقدر مورچه درباره ما انسانها میداند
ما هم درباره خدا میدانیم . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

خدایا
آنان که همه چیز دارند ، مگر تو را
به سخره می گیرند آنانی را که هیچ ندارند ، مگر تو را . . .
(رابیدرانات تاگور)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

از کنایه ها نرنج
این مردم کارشان نیش زدن است !
عمریست به هوای بارانی می گویند : خراب

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

عمری گشتیم به دنبال دست خدا برای گرفتن
غافل ار آنکه دست خدا ، دست همان بنده اش بود
بنده ای که نیاز به دستگیری داشت . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

احتمال رسیدن کسى که با اراده به سمت ستاره اى مى تازد
بیشتر ازکسى است که با تردید به سمت خانه قدم برمى دارد . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐُﻦ
ﻭﻟﯽ ﻭﺍﺭﺩِ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﮐﺴﯽ ﻧﺸﻮ
” ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻫﻢ، ﺑﻪ ﺟُﻔﺖ ﻫﺎﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . . . ”

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

برای آدمی بهتر است هرگز به دنیا نیاید
تا اینکه به دنیا بیاید و اثری بر جای نگذارد . . .
(ناپلئون بناپارت)

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده


گرگ، گرگ میزاید و گوسفند، گوسفند
فقط انسان است که گاهی گرگ میزاید و گاهی گوسفند . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

به کسی اعتماد کن که
اندوه پنهان شده در لبخندت
عشق پنهان شده در خشمت
و معنای حقیقی سکوتت را بفهمد . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

زندگی به من یاد داده
برای داشتن آرامش و آسایش
امروز را با خدا قدم بر دارم
و فردا را به او بسپارم

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

حضرت علی (ع):
در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود
اما برای مرگ آماده نمی شود . . .

 

سخنان بزرگان, جملات فلسفی

متون کوتاه و آموزنده

 

کاش قبل از حرف زدن
کلمات را ذره ذره میجویدیم
قورت میدادیم
و هضم میکردیم
نه اینکه همه رو بلعیده …و آخر به روی طرف بالا بیاریم . . .

منبع:radsms.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


نامه های عاشقانه ولنتاین
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 18:58 | بازدید : 541 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

نامه های عاشقانه ولنتاین

 

روز عشق آمد و من تنهای تنهایم !
همه عاشقان دست در دستان هم گذاشته اند و به هم محبت و عشق هدیه می کنند
اما من تنها در این گوشه از این دنیای بی محبت نشسته ام و با حسرت به عاشقان که دست در دستان هم گذاشته اند و بر لبان هم بوسه میزنند نگاه می اندازم
و اشک میریزم و آن لحظه دلم هوای تو را می کند !
کاش تو بودی تا در این روز به تو محبت و عشق هدیه کنم ، اما نیستی !
نیستی که دستانت را بگیرم و با هم به سرزمین عشاق برویم و در کنار هم قدم بزنیم و من نیز لحظه به لحظه بر گونه های مهربانت بوسه بزنم و بگویم خیلی دوستت دارم !
تو از من دوری، و من تنها مثل شمع نیمه سوخته در غم دوریمان می سوزم و آب می‍شوم!
تو دوری، و انگار دنیا را از من گرفتن و شادی هایم را همه نقش بر آب کردن و یک دنیا غم و غصه و اشک به من هدیه دادن !
امروز زیباترین روز عاشقان است اما تلخ ترین روز برای من !
تو دوری اما من به وجود عشق شکی ندارم،
و عشق زیبا تریم کلمه ای است که میشود تورا با آن معنا کرد،
آره ... ما از هم دوریم اما، عاشق هم ....

 

نامه های عاشقانه ولنتاین, نامه عاشقانه

 

 نامه های عاشقانه ولنتاین

 


سر آغاز نامه عاشقانه با نام یارم می نویسم صادقانه.
از عشق می نویسم از صفایش ، از محبت می نویسم از وفایش ، از دلش می نویسم ، از نگاهش.
در همان لحظه اول که تو را دیدم عاشقت شدم، عاشق آن چهره ماهت شدم ، عاشق آن قلب تنهایت شدم.
عاشق حرفهای پر مهرت شدم، عاشق چشمهای زیبایت شدم.
در همان لحظه بیادماندنی دلم به دست و پایم افتاده بود که بیایم با تو دردو دل کنم . چیزی در دلم مانده و غوغا به پا کرده که موقع درد و دلهایم به تو خواهم گفت…!
می خواهم بگویم دوستت دارم، عاشقت هستم.
درهمان لحظه اول که تو را دیدم احساسی در دلم داشتم!
احساس می کردم چشمانت به من می گویند بیا باهم باشیم ، از هم بگوییم ، بادل باشیم.
چشمانت به من می گویند بیا و با عشق همسفر باش!
ای هستی ام ، ای یاورم ، ای دلدار زندگی ام زودتر بیا و در قلبم خانه کن. بیا و قلبم را آرام کن. بیا تا دلم خون نشده ، تا گل خونمون همش پرپر نشده! بیا سر قرارمان ، قرار هر روز و هر شبمان.
نامه ام را برایت بر روی بهترین کاغذ زندگی می نویسم با جنس اعلا.
اما نامت را بر روی دیواره سرخ قلبم تا ابد نگه خواهم داشت.

 

منبع:daftareshghe.com
lovelyletter.blogfa.com

 


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


امروز، امروز است...
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 18:56 | بازدید : 624 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند
ناراحت نشو
حتما دارن با تو قایم باشک بازی میکنن
پس با آنها بازی کن

 

امروز هرچقدر بخندی و هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه
پس بخند و عاشق باش

 

امروز هرچقدر دلها را شاد کنی کسی به تو خورده نمیگیرد
پس شادی بخش باش

 

امروز هر چقدر نفس بکشی جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمی شه
پس از اعماق وجودت نفس بکش

 

امروز هرچقدر آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمی شه
پس آرزو کن

 

امروز هر چقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمی شه
پس صدایش کن

 

او منتظر توست
او منتظر آرزوهایت
خنده هایت
گریه هایت
ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است

 

امروزت را دریاب
امروز جاودانه است
و
امروز زیباترین روز دنیاست!
چون امروز روزی است که آینده ات را آنطور خواهی ساخت که تا امروز فقط تصورش میکردی...

 

آری، زندگی را آنگونه که دوست داری تصور کن تا آنگونه شود!

منبع:kocholo.org

برچسب‌ها: امروز، امروز است , , , ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


جملات الهام بخش برای زندگی (14)
جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 18:50 | بازدید : 608 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

 

 جملات الهام بخش زندگی

منبع:zeytoonr.blogfa.com

 


موضوعات مرتبط: سرگرمی , خواندنیهای دیدنی , ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای تاس
پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 12:11 | بازدید : 672 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

پرسش 1

با استفاده از كدام‌يك از اين شكل ها مي‌توانيد خانه اي شبيه به آنچه در وسط مي‌بينيد را بسازيد؟ (فقط از محل خط چين‌ها مي‌توانيد آنها را تا بزنيد)

پرسش 2

اگر دو تاس را همزمان با هم پرتاب كنيد احتمال اين‌كه مجموع اعداد ظاهر شده عددي فرد باشد چقدر است؟

پرسش 3

 

با استفاده از 3 خط مستقيم كه از محيط دايره ترسيم مي شود اين تصوير را به چند قسمت مجزا تقسيم كنيد به گونه اي كه مجموع اعدادي كه در هر قسمت قرار مي گيرد با هم برابر باشد.

*

*

*

*

*

*

پاسخ 1

با استفاده ازشكل ‍C و تنها با تا زدن كاغذ از محل خط چين هاي مشخص شده در تصوير، مي‌توان خانه اي شبيه به آنچه در وسط تصوير ديده مي شود را ساخت.

پاسخ 2

اگر دو تاس را همزمان با هم پرتاب كنيد احتمال اين كه مجموع اعداد ظاهر شده فرد باشد1/2 است. چراكه يا مجموع اين اعداد فرد است يا زوج.

پاسخ 3

با استفاده از 3 خط مستقيم اين تصوير به چند قسمت مجزا تقسيم شده است به گونه اي كه مجموع اعدادي كه در هر قسمت قرار مي‌ گيرد با هم برابر است.

منبع:jamejamonline.ir

برچسب‌ها: معمای تاس ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معماي نسبت مرد با زن
پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:39 | بازدید : 642 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

مردي زني را بوسيد ، از او پرسيدند چه نسبتي با او داري؟

مرد گفت: مادر شوهر اين زن با مادر زن من ، مادر و دخترند.

مرد چه نسبتي با زن دارد؟...

 

*

*

*

*

*

*

*

*

*

 

جواب معما:

 

 سعي کنيد خودتان جواب معما را پيدا کنيد.

 

*

*

*

*

*

*

*

 

جواب معماي نسبت مرد با زن

اسم مرد رو مي گذاريم علي ، اسم زن رو مي گذاريم مريم ...

علي يه خاله داره که دو تا دختر داره ، خودش هم يک خواهرزاده داره به اسم مريم ...

لطفا کمي فکر کنيد و با استفاده از راهنمائي هاي بالا جواب را حدس بزنيد ، اگر موفق نشديد ، جواب را در زیر ببنید

 

*

*

*

*

*

*

*

*

 

علي با يکي از دختر خاله ها ازدواج کرده و مريم هم زن پسر اون يکي دختر خاله علي شده ...

در اين حالت ، مادر شوهر مريم ، ميشه دختر مادر زن علي ...

پس اين مرد ، خواهرزاده خود را بوسيده است.

 

 

منبع:vase2.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معماي يک چوب کبريت و اتاق سرد
پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:38 | بازدید : 656 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

  معما:
    اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اتاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخاري نفتي ، يک چراغ نفتي و يک شمع باشد ...

    اول کداميک را روشن ميکنيد؟

*

*

*

*

*

  جواب معما:
    اول: سعي کنيد خودتان جواب معما را پيدا کنيد.


*

*

*

*

*

جواب معماي يک چوب کبريت و اتاق سرد

 *

*

*

*

*

اول بايد کبريت را روشن کنيد !!

تا اول کبريت را روشن نکنيد که نمي توانيد يکي از اونها را روشن کنيد ...

 

منبع:vase2.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


 معماي اعداد فرد متوالي
پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:36 | بازدید : 626 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

معما:
 مجموع سه عدد فرد متوالي 63 (شصت و سه) است.
عدد کوچکتر ، چه عددي است؟


*

*

*

*

*


 جواب معما:
اول: سعي کنيد خودتان جواب معما را پيدا کنيد.

*

*

*

*

*

 اين سه عدد فرد متوالي 19 ، 21 و 23 هستند ...

 لطفا کمي فکر کنيد و با استفاده از راهنمائي هاي بالا جواب را حدس بزنيد ، اگر موفق نشديد

*

*

*

*

*

جواب معماي اعداد فرد متوالي
 63=23+21+19
عدد 19 کوچکترين عدد است.

منبع:vase2.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای ریاضی 5
پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:34 | بازدید : 653 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

معمای ریاضی 

پرسش 1
چگونه مي توانيد اين سه مثلث متساوي الساقين را طوري در كنار هم قرار دهيد كه 7 مثلث متساوي الساقين در ابعاد مختلف در تصوير نهايي داشته باشيد؟

پرسش 2
به نظر شما به جاي علامت سوال چه طرحي بايد در جاي خالي قرار گيرد؟

پاسخ 1
اگر اين سه مثلث متساوي الساقين را به اين شكل در كنار هم قرار دهيد در تصوير نهايي 7 مثلث متساوي الساقين در ابعاد مختلف وجود خواهد داشت.

پاسخ 2

 

 منبع:jamejamonline.ir

 

برچسب‌ها: معمای ریاضی 5 ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معماي عبور دادن مکعب
پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:32 | بازدید : 618 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

  معما:
دو مکعبي که در زير مشاهده مي کنيد ، از هر جهت باهم برابرند ، طول تمامي ضلع هاي آنها يکسان است ...
شما بايد در يکي از مکعب ها سوراخي ايجاد کنيد و آن يکي مکعب را از درونش رد کنيد !!
 مثلا مکعب A را سوراخ کنيد و مکعب B را از درون آن رد کنيد با اين توضيح که مکعب B بايد سالم و به راحتي از سوراخ رد شود. شما نمي توانيد براي اين کار از عمل انبساط و انقباض استفاده کنيد يا در ساختار مکعب B دستکاري کنيد.

*

*

*

*

    جواب معما:
    اول: سعي کنيد خودتان جواب معما را پيدا کنيد.
*

*

*

*

 از يکي از گوشه ها سوراخي را ايجاد مي کنيم ...

 *

*

*

*

لطفا کمي فکر کنيد و با استفاده از راهنمائي هاي بالا جواب را حدس بزنيد ، اگر موفق نشديد ، براي راهنمائي بيشتر به پایین بروید

*

*

*

*
 وقتي مکعب را کمي بچرخانيد متوجه خواهيد شد که محيط مکعب پهناورتر به نظر مي رسد ...
و از يکي از گوشه ها سوراخي را ايجاد مي کنيم ...
در شکل زير نحوه ايجاد اين سوراخ با رنگ سبز نمايش داده شده است. اگه يه کم دقت کنيد بخوبي متوجه نحوه ايجاد اين سوراخ مي شويد ...

منبع:vase2.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


شعبده بازی با طناب
پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:31 | بازدید : 636 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

شعبده بازی با طناب

شعبده باز طنابی را که بوسیله تماشاچیان از وسط قیچی شده است، دوباره سالم می کند!؟
راز : طنابی بطول یک متر تهیه نمایید. سپس یک تکه طناب کوچک ۱۵ سانتی که دو سر آن به هم دوخته شده را در وسط طناب اصلی قرار دهید. حالا قسمت تا خوردگی دو طناب را طوری در دست خود نگه دارید که یک طناب معمولی به نظر برسد ( شکل ۱ ).

از یک تماشاچی بخواهید که وسط طناب را قیچی کند ( منظور تکه طناب کوچک است ). آنگاه قسمت قیچی شده را در داخل کلاهی که روی میز است بگذارید ( شکل ۲ )؛ زیر لب وردی بخوانید و طناب را سالم به تماشاچیان نشان بدهید.

برای اجرای این بازی باید تمرینات لازم را با دقت و ظرافت انجام دهید تا کسی متوجه تکه طناب کوچک نشود.

منبع:takfal.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای ریاضی
پنج شنبه 22 خرداد 1393 ساعت 11:27 | بازدید : 640 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

پرسش 1

چگونه مي‌توانيد 5 مستطيل رنگي كنار هر يك از مربع‌ها را به گونه‌اي كه همپوشاني نداشته باشند در داخل مربع‌ها قرار دهيد.

پرسش 2

در يك جدول مربعي شكل اعداد 1 تا N به ترتيب صعودي در رديف‌هاي افقي در كنار هم قرار گرفته‌اند. اگر اين شكل بخشي از جدول باشد، ابعاد جدول را چگونه محاسبه مي‌كنيد.

پرسش 3

در چه ساعتي در فاصله زماني بين 12 ظهر تا 1 بعد از ظهر، دو عقربه‌اي كه ساعت و دقيقه را نشان مي‌دهند با زاويه‌اي 180 درجه نسبت به هم قرار مي‌گيرند؟

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

 

 

پاسخ 1:

اگر مستطيل‌ها را به اين شكل در داخل مربع‌ها قرار دهيد همپوشاني نخواهند داشت.

پاسخ 2:

اگر اين شكل بخشي از جدول باشد جدول اعداد، مربعي به ابعاد 5×5 است.

پاسخ 3:

در فاصله بين ساعت 12:32:43 و 12:32:44 عقربه‌هاي ساعت شمار و دقيقه شمار با زاويه 180 درجه نسبت به هم قرار مي‌گيرند.

منبع:jamejamonline

برچسب‌ها: معمای ریاضی ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


آموزش تصویری حل مکعب جادویی روبیک
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:12 | بازدید : 667 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

آموزش تصویری حل مکعب جادویی روبیک

ما روبیک های مختلفی داریم. که به دو دسته ی روبیکهای زوج و روبیکهای فرد تقسیم بندی میشن. (روبیکهای زوج مثل 2*2*2 و 4*4*4 و روبیکهای فرد مثل 3*3*3 و 5*5*5 ) که ما هم میخوایم اینجا روبیک 3*3*3 معروف رو که یه روبیک فرد هست آموزش بدیم.

 

روش های حل زیادی برای این روبیک وجود داره که ما میخوایم آسونترین روش یا روش مبتدی رو آموزش بدیم که فقط با حفظ 6 فرمول میتونید روبیک رو حل کنید. در حالی که روشهای دیگه خیلی سخت تره و تعداد فرمولهایی که باید توی اون روشها حفظ کنید خیلی زیاده و اون روش ها بیشتر برای افراد حرفه ای و رکورد زنی و شرکت در مسابقات کاربرد داره. ضمن این که لازمه ی یادگیری تمام این روشها بلد بودن الفبای روبیک و روش مبتدیه که ما میخوایم اینجا آموزش بدیم.

 

روبیکهای فرد و از جمله روبیک 3*3*3 رو از روی مرکزشون میشه فهمید که چه رنگی رو باید اونجا درست کنیم.
مثلا توی تصویر زیر چون نقطه ی مرکز زرده, پس باید تمام نقاط اون صفحه رو در آخر به رنگ زرد دربیاریم.

الفبای روبیک:
همونطور که در شکل زیر میبینید به حرکت وجه راست به سمت بالا R و برعکس اون یعنی حرکت وجه راست به سمت پایین Ri گفته میشه.

 

یعنی از این به بعد اگه من یه جای آموزش گفتم Ri یعنی حرکت وجه راست به سمت پایین. و ما در آموزش تمام حرکتها رو با حروف نمایش میدیم. و باید اول خوب الفبای روبیک رو یاد بگیرید.

و به حرکت وجه چپ به سمت پایین L و به برعکسش یعنی حرکت وجه چپ به سمت بالا Li گفته میشه.

حرکت وجه بالا به سمت چپ U و برعکسش Ui هست.

حرکت وجه پایین به سمت راست D و برعکسش Di هست.

حرکت وجه جلو در جهت عقربه های ساعت F و برعکسش Fi هست.

حل روبیک:
خب حالا که الفبای روبیک رو یاد گرفتیم میریم سراغ حل روبیک.

 

توی این روش فرقی نداره که از کدوم رنگ شروع کنی. ابتدا یه رنگ رو به دلخواه برای شروع انتخاب میکنیم. که در اینجا ما از زرد شروع کردیم. اول باید مطابق شکل یه بعلاوه ( صلیب ) رو طوری درست کنیم که رنگهای اون با رنگ های مرکزهای کنارش یکی بشه. (توی شکل زیر مشخصه که ما طوری صلیب زرد رو درست کردیم که رنگهای آبی و نارنجی هم با رنگهای مرکزشون یکی شده اند. و این اتفاق باید در چهار طرف صلیب بیفته)

 

این قسمت هیچ فرمولی نداره. و زیاد هم سخت نیست. فقط باید یه کم تمرین کنیم تا با تمام حرکتهای روبیک آشنا بشیم و بتونیم این قسمت رو به راحتی درست کنیم. ( توی هر حرکت هر قطعه رو میشه 6 جور حرکت داد. که با ترکیب حرکات مورد نیازمون باید قطعات این بخشو تک تک درست کنیم تا صلیب درست بشه.

 

فقط اگه موقعه ی درست کردن یه قطعه , یه قطعه دیگه که قبلا درستش کردیم سر راهمون بود و به جز اون راه هیچ راه دیگه ای هم نبود برای درست کردنش .... میشه موقتا اون قطعه ی مزاحم رو به راست یا چپ ببریم تا سر راهمون نباشه و بعد از این که قطعه ی مورد نظرمون درست شد اونو هم برگردونیم سر جاش )

 

این قسمت یه کم تمرین میخواد. تا با حرکات روبیک آشنا بشیم ولی بعدش راحت میشه.

 

بعدش باید گوشه ها رو درست کنیم تا اینطوری لایه ی اول کاملا درست بشه.

 

برای این کار یک گوشه رو از همون لایه ی اولی که صلیب درست کردیم انتخاب میکنیم. و از روی مرکزهای اطراف, قطعه ای رو که باید اونجا قرار بگیره مشخص میکنیم. (برای مثال در تصویر بالا اگه بخوایم گوشه ای رو که روبروی ما قرار داره, درست کنیم. از روی مرکزهای مجاور, مشخصه که باید دنبال قطغه ی آبی-نارنجی-زرد بگردیم.)

 

بعد از مشخص شدن قطعه ی مورد نظر باید اون رو پیدا کنیم و به زیر اونجایی که باید باشه انتقال بدیم. و روبیک رو طوری دستمون بگیریم که اون قطعه توی توی وجه سمت راست قرار داشته باشه. (بعضی وقتا پیش میاد که قطعه سر جای خودشه ولی جا به جا که در این مورد لازم نیست دیگه قطعه رو پایین بیاریم و فقط باید در وجه سمت راست باشه.)

 

مثل شکل زیر که قطعه ی آبی-نارنجی-زرد در وجه راست و پایین قرار گرفته. (البته رنگ زرد معلوم نیست)

 

سپس فرمول: Ri Di R D رو اینقدر بزنید تا اون گوشه درست بشه. و اینطوری لایه ی اول رو کامل کنید.

بعد از درست کردن لایه ی اول, روبیک رو برعکس میکنیم تا لایه ای رو که در بالا درست کردیم به پایین منتقل بشه (مطابق شکل زیر)

از اونجایی که تمام مرگز های لایه ی دوم درست هستند, ما با درست کردن قطعات بین مرکز ها میتونیم لایه ی دوم رو هم کامل کنیم.

 

ابتدا باید یکی از قطعات بین دو مرکز رو پیدا کنیم. اگر این قطعه در لایه ی دوم قرار داشت فعلا اون رو رها میکنیم و به سراغ قطعه ی دیگری میرویم. و پس از انتخاب قطعه ی مناسب با چند بار حرکت دادن U کاری میکنیم که یکی از رنگ های این قطعه با رنگ یکی از مرکزها یکی شود. و رنگ درست شده را روبروی خود قرار داده و با فرمول گردش به راست یا فرمول گردش به چپ قطعه ی مورد نظر را درست میکنیم.

 

و اگر تمام قطعه ها به صورت جا به جا در لایه ی دوم قرار داشتند و یا پس از درست کردن چند قطعه, یک یا چند قطعه ی دیگر در جای نامناسب در لایه ی دوم قرار گرفتند و ما نتوانستیم به سراغ قطعه ی دیگری برویم, باید با همان فرمول های گردش به راست یا چپ یک قطعه را که ربطی به لایه ی دوم ندارد را به لایه ی دوم بیاوریم تا قطعه ی مورد نظر ما به لایه ی سوم منتقل شود.

 

مثلا در مورد قطعه ی نارنجی-آبی:
در اینجا باید فرمول گردش به راست استفاده شود:

و در اینجا باید فرمول گردش به چپ استفاده شود:

گردش به راست: U R U Ri Ui Fi Ui F

گردش به چپ: Ui Li U L U F Ui Fi

به همین ترتیب لایه ی دوم رو هم کامل میکنیم.
بعد نگاه میکنیم ببینیم لایه ی سوم کدوم یکی از حالت های زیر هست: (به گوشه ها توجه نمیکنیم)

 

1-نقطه

2- L برعکس

3- خط

4- بعلاوه (صلیب)

که ما باید نقطه رو به L و L رو به خط و خط رو به صلیب تبدیل کنیم. به وسیله ی فرمول : F R U Ri Ui Fi

 

اگه نقطه بود که این فرمول رو میزنیم تا به L تبدیل بشه. بعد 2 خطی که L رو تشکیل میدهند رو یکیشون رو به وطرف چپ و یکیشون رو به طرف پشت میگیریم و دوباره همین فرمول رو مزنیم. تا خط تشکیل بشه. و با قرار دادن یه طرف خط به سمت چپ و یه طرف اون به سمت راست و زدن همین فرمول خط رو به صلیب تبدیل میکنیم.

 

مرحله ی بعد درست کردن رنگهای مرکز صلیبهاست. که یا خود به خود درست هستند یا یکی از 2 حالت زیر هست:

 

با چند بار حرکت دادن U حتما یکی از این دو حالت یه جایی پیش میاد که یا 2 تا از رنگهای روبروی هم با مرکزهاشون درست میشن و یا 2 تا رنگ بغل با رنگ مرکز هاشون درست میشن.

 

که اگه حالت اول پیش بیاد با قرار دادن یکی از رنگهای درست شده روبرو و دیگری پشت و زدن فرمول: R U Ri U R U U Ri

 

اون رو به حالت دوم تبدیل میکنیم و سپس با قرار دادن یکی از رنگهای درست شده راست و دیگری پشت دوباره همون فرمول رو میزنیم. سپس با زدن یک U  دیگر تمام مرکزها سر جایشان قرار میگیرند.

 

حال باید ببینیم که کدام گوشه سر جای خودش قرار گرفته است. هرچند جابه جا. (مثلا در عکس زیر قطعه ی سفید-قرمز-سبز سر جای خود قرار گرفته است. ولی جا به جا)

 

یا هیچکدام در جای درست خود قرار نگرفته اند که با زدن فرمول: U R Ui Li U Ri Ui L

 

حتما یک قطعه سر جایش قرار میگیرد. سپس قطعه ی درست را در حالت راست و جلو (یکی از صفحه هایش به طرف راست ما و یکی از صفحه هایش نیز به طرف جلو ما باشد) قرار میدهیم و همان فرمول را آنقدر میزنیم تا تمام گوشه ها سر جایشان بیفتد. (هر چند جابه جا)

 

در این مرحله حالتهای مختلفی ممکن است به وجود بیاید:
یا مکعب کامل میشود. یا هر چهار نقطه جابه جا هستند. یا 3 نقطه جابه جا هستند و یا 2 نقطه جابه جاست.

 

اگر چهار نقطه جابه جا بودند به دلخواه یک نقطه را انتخاب کرده و شروع میکنیم. در غیر این صورت نقطه ی انتخابی ما باید طوری باشد که اولین نقطه سمت راست آن نقطه ای باشد که درست قرار گرفته. ( به بیان دیگه یعنی اگه از اونجا به طرف راست حرکت کنیم یه گوشه ی درست قرار گرفته باشه ) سپس با همان فرمول: Ri Di R D اولین نقطه ی اشتباه را درست میکنیم. ( باید اونقدر این فرمولو تکرار کنیم تا اون قطعه درست بشه ) و به  به هم ریختگی بقیه ی نقاط توجهی نمیکنیم. سپس بدون این که جهت روبیک توی دستمون رو تغییر بدیم با Ui زدن نقطه ی اشتباه بعدی را به همین جایی که نقطه ی اول را درست کرده ایم می آوریم. و همان کار را تکرار میکنیم. و به همین شکل ادامه میدهیم و وقتی همه ی گوشه ها را به صورت گفته شده درست کردیم. روبیک کاملا درست میشود.

تبریک می گویم.  شما توانستید روبیک را کامل کنید. فقط تمرین و تکرار میتواند شما را در حل کردن روبیک مسلط کند.

 

منبع:asmanepars.loxblog.ir

 


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای مردی در آسانسور
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:11 | بازدید : 616 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

مردی که در طبقه دهم ساختمانی زندگی می کند صبح ها پس از خروج از آپارتمان خود با آسانسور به پایین رفته و به سر کار خود می رود و در بازگشت از کار اگر آن روز بارانی بوده و یا اینکه اشخاص دیگری نیز در آسانسور باشند، مستقیما به طبقه دهم باز می گردد. در غیر اینصورت او به طبقه هفتم رفته و سه طبقه باقی مانده را پیاده بالا می رود تا به آپارتمان خود برسد. می تونین دلیلش رو پیدا کنین؟

 

(با اینکه این معما ممکن است که راه حلهای متفاوتی داشته باشد اما در این مورد یک راه حل کاملا دارای توجیه است که همان نیز مدنظر ماست)

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

جواب معما

اون مرد دارای قد کوتاهی است و دستش به دکمه های بالایی آسانسور نمی رسد، اما می تواند از دیگران بخواهد که دکمه را برای او فشار دهند. همچنین او می تواند در روزهای بارانی دکمه را بوسیله چترش نیز فشار دهد!!
منبع:parsegard.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معماي 63 لامپ
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:7 | بازدید : 647 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

در اين معما 63 (شصت و سه) لامپ و 3 (سه) عدد کليد دوپل داريم (البته شما مي توانيد بجاي 3 کليد دوپل از 6 کليد تک پل هم استفاده کنيد) به چه روشي ما بايد اين لامپ ها را به کليدها وصل کنيم که در نهايت با استفاده از کليدها و بدون تغيير دوباره در آنها به هر تعداد که خواستيم از لامپ ها را روشن کنيم؟

 

شما فقط يک بار لامپ ها را به کليدها وصل مي کنيد و ديگه نمي توانيد در آنها تغيير ايجاد کنيد ، فقط مي توانيد با استفاده از تغيير حالت کليد ها به تعداد دلخواه لامپ روشن کنيد ...

 

مثلا مي خواهيم 11 (يازده) لامپ روشن کنيم ، با زدن کليدها 11 (يازده) لامپ روشن مي کنيم. يا 56 (پنجاه و شش) لامپ بخواهيم روشن کنيم ، باز هم با تغيير حالت کليد ها 56 (پنجاه و شش) لامپ روشن مي کنيم ... اگر بخواهيم از 1 (يک) تا 63 (شصت و سه) هر عددي انتخاب کنيم ، شما بايد به همان تعداد لامپ روشن کنيد ...
شما نياز نيست که حتما برق کاري بلد باشيد ، فقط مشخص کنيد که به هر کليد چه تعداد لامپ وصل کنيم ...

***
***

***
***

***
***

***
***

***
***

***
***

 

جواب معما:
اول: سعي کنيد خودتان جواب معما را پيدا کنيد.

***

***
***

 

ما بايد لامپ ها را طوري به کليدها وصل کنيم که از 1 (يک) تا 63 (شصت و سه) هر عددي انتخاب کنيم ، به همان تعداد لامپ روشن کنيم ...
چون کوچکترين عدد ما 1 (يک) است ، همانطور که در شکل زير مي بينيد به کليد اول 1 (يک) لامپ وصل مي کنيم ...

تا با زدن آن کليد ، يک لامپ روشن شود ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

عدد بعدي ما 2 (دو) است ، همانطور که در شکل زير مي بينيد به کليد دوم 2 (دو) لامپ وصل مي کنيم ...

 

تا با زدن آن کليد ، دو لامپ روشن شود ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

عدد بعدي ما 3 (سه) است ، همانطور که در شکل بالا مي بينيد با زدن کليد اول و دوم با هم ، سه لامپ روشن مي شود ...

 

يک لامپ کليد اول + دو لامپ کليد دوم ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

عدد بعدي ما 4 (چهار) است ، همانطور که در شکل زير مي بينيد به کليد سوم 4 (چهار) لامپ وصل مي کنيم ...

تا با زدن آن کليد ، چهار لامپ روشن شود ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

عدد بعدي ما 5 (پنج) است ، همانطور که در شکل بالا مي بينيد با زدن کليد اول و سوم با هم ، پنج لامپ روشن مي شود ...

 

يک لامپ کليد اول + چهار لامپ کليد سوم ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

اعداد 6 و 7 را نيز به همين روش با استفاده از کليدهاي اول و دوم و سوم روشن مي کنيم ...

عدد بعدي ما 8 (هشت) است ، همانطور که در شکل زير مي بينيد به کليد چهارم 8 (هشت) لامپ وصل مي کنيم ...

تا با زدن آن کليد ، هشت لامپ روشن شود ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

عدد بعدي ما 9 (نه) است ، همانطور که در شکل بالا مي بينيد با زدن کليد اول و چهارم با هم ، نه لامپ روشن مي شود ...

 

يک لامپ کليد اول + هشت لامپ کليد چهارم ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

اعداد 10 و 11 و 12 و 13 و 14 و 15 را نيز به همين روش با استفاده از کليدهاي اول و دوم و سوم و چهارم روشن مي کنيم ...

 

عدد بعدي ما 16 (شانزده) است ، همانطور که در شکل زير مي بينيد به کليد پنجم 16 (شانزده) لامپ وصل مي کنيم ...

 

تا با زدن آن کليد ، شانزده لامپ روشن شود ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

عدد بعدي ما 17 (هفده) است ، همانطور که در شکل بالا مي بينيد با زدن کليد اول و پنجم با هم ، هفده لامپ روشن مي شود ...

 

يک لامپ کليد اول + شانزده لامپ کليد پنجم ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

اعداد 18 تا 31 را نيز به همين روش با استفاده از کليدهاي اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم روشن مي کنيم ...

 

عدد بعدي ما 32 (سي و دو) است ، همانطور که در شکل زير مي بينيد به کليد ششم 32 (سي و دو) لامپ وصل مي کنيم ...

تا با زدن آن کليد ، سي و دو لامپ روشن شود ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

عدد بعدي ما 33 (سي و سه) است ، همانطور که در شکل بالا مي بينيد با زدن کليد اول و ششم با هم ، سي و سه لامپ روشن مي شود ...

 

يک لامپ کليد اول + سي و دو لامپ کليد ششم ، (توجه کنيد که بقيه کليدها در حالت خاموش باشند) ...

 

اعداد 34 تا 63 را نيز به همين روش با استفاده از کليدهاي اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم روشن مي کنيم.
منبع:vase2.com

برچسب‌ها: معماي 63 لامپ ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای آزادی زندانی
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:6 | بازدید : 751 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

شخصی در زندان است و شرط باز شدن درب زندان و آزادی زندانی منوط به گذاشتن ۶ لیتر آب بر روی پدال قفل زندان است.

 

در داخل زندان دو ظرف ۵ لیتری و ۷ لیتری وجود دارد زندانی باید با این دو ظرف آب را طوری جابجا کند که در ظرف ۷ لیتری ۶ لیتر آب باشد تا آنرا بر روی پدال زندان بگذارد تا قفل زندان باز شود.

 

البته می توانید فایل زیر را نیز دانلود کنید و در محیط اکسل انیمشن آنرا اجرا و معما را حل کنید. اینجا

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

>>>

 

جواب معما :

ابتدا 7 لیتری پر می کنیم میریزیم تو 5 لیتری ، بعد 5 لیتری رو خالی می کنیم دو لیتر باقی مونده توی 7 لیتری رو میریزیم توی 5 لیتری ، دوباره 7 لیتری رو پر می کنیم 3 لیتر می ریزیم توی 5 لیتری پر می شه دوباره خالیش می کنیم 4 لیتر باقی مونده رو می ریزیم توی 5 لیتری دفعه بعد که 7 لیتری رو پر کردیم 1 لیترش رو میریزیم توی 5 لیتری 6 لیتر باقی می می مونه
منبع:yjc.ir


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای گلها
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:5 | بازدید : 782 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

من چه تعدادی گل دارم اگر همه آنها رز هستند بجز دوتا، همه آنها لاله هستند بجز دوتا و همه آنها آفتابگردون هستند بجز دو تا ؟

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

جواب
۳ شاخه گل. یک عدد رز، یک عدد لاله و یک عدد افتابگردان
منبع:parsegard.com

برچسب‌ها: معمای گلها ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای توپ پینگ پنگ
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:4 | بازدید : 699 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

شما مشغول بازی پینگ پنگ خونه یکی از دوستاتون هستین و ناگهان آخرین توپ پینگ پنگی که داشتین می افته داخل یک سوراخ. این سوراخ در حقیقت یک لوله نازک فلزیه که کف زمین سیمانی کار گذاشته شده و 30 سانت هم عمق داره.

 

چطوری می تونین اون رو بدون ذره ای آسیب بیرون بیارین در حالی که تنها ابزار شما راکت پینگ پنگ تون، بند کفشهاتون و یک بطری آب معدنی که برای رفع عطش در اتمام بازی، تهیه کرده اید؟ البته به یاد داشته باشین که بطری آب معدنی پلاستیکی به خاطر قطرش توی لوله نمی ره.

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

↓↓↓

 

جواب
متاسفانه عمده ابزارهاتون در این لحظه بدردتون نمی خوره بجز آب داخل بطری. تنها کاری که باید انجام بدین، اینه که یک مقدار آب داخل لوله بریزید تا اینکه توپ بر روی آب شناور شده و از سوراخ بالا بیاید.
منبع:parsegard.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای دزد کیف
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:3 | بازدید : 638 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

روزی در مدرسه کیف معلمی را دزدیدند . براساس شواهد بدست آمده ، پنج نفر به نام های A ، B، C، D، و E متهم می شوند . این پنج نفر چنین می گویند :


A: من کیفی بر نداشتم من هیچ وقت دزدی نکرده ام. کار D بود .


B: من کیفی برنداشتم . پدرم خیلی ثروتمند است و من خودم کیف دارم . E میداند دزد کیست.

 

C : من کیفی برنداشتم من قبل از شروع سال تحصیلی E را نمی شناختم . کار D بود .

 

D : من این کار را نکردم . کار E بود . A دروغ می گوید که من کیف را دزدیده ام .

 

E : من کیفی را برنداشتم . B کیف را برداشت . C حرف من را تایید می کند ، چون سالهاست مرا می شناسد.

 

بعدا اولیای مدرسه با تطمیع توانستند از این پنج نفر اعتراف بگیرند که هر یک از آنها دو جمله راست و یک جمله دروغ گفته است . چه کسی کیف را دزدیده است ؟

••

••

••

••

••

••

••

••

••

••

••

••

جواب
کسی که دیگری را در بر داشتن کیف متهم کرده است قطعا کیف را بر نداشته است چون در غیر این صورت دو دروغ گفته است یکی این که من کیف را بر نداشتم و بعدی این که فلانی کیف را برداشته است تنها گزینه ای است که دیگری را متهم به برداشتن کیف نکرده است b
است b پس جواب صحیح
منبع:moammaha.mihanblog.com

برچسب‌ها: معمای دزد کیف ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


معمای انفجار در میدان جنگ
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:2 | بازدید : 671 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

شما در یک درگیری در میدان جنگ برای جلوگیری از پیشروی دشمن لازم است که دقیقا ظرف 45 دقیقه یک پل عبوری را منفجر کنید البته هیچ وسیله ای برای محاسبه زمان ندارید. تنها وسیله ای که همراه شماست دو طناب چاشنی انفجاری بعلاوه کبریت برای روشن کردن طنابهاست. با توجه به نکات زیر معما را حل کنید.

 

در ساخت طناب‌ها از مواد خاصی استفاده شده که مقاطع مختلف آن با سرعت متفاوتی می سوزد

 

شعله آتش دقیقا یک‌ساعت طول می کشد تا از ابتدای طناب به انتهای آن برسد و کل طناب بسوزد

 *************

************

***********

**********

*********

********

*******

******

*****

****

***

**

*

جواب
درست در یک زمان ابتدا و انتهای یک طناب و ابتدای طناب دیگر را آتش بزنید. درست در لحظه‌ای که طنابی که دو سر آن را آتش زده‌اید خاموش شد (که دقیقا بعد از 30 دقیقه خواهد بود)، ‌انتهای طناب دوم را نیز روشن کنید (در غیر اینصورت طناب دوم نیم ساعت دیگر نیز خواهد سوخت). حال طناب دوم از این لحظه 15 دقیقه دیگر خواهد سوخت تا به انتها برسد و این مجموع زمان ها 45 دقیقه خواهد شد که درست زمانی است که شما باید پل را منفجر کنید.

منبع:parsegard.com


موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


معمای چراغ جادو
چهار شنبه 21 خرداد 1393 ساعت 18:0 | بازدید : 635 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات )

روزی پسری يک چراغ جادو پيدا می کند.
غول چراغ جادو از او می خواهد که يک آرزو کند تا براورده اش کند.
ولی پدر آن پسر فقير است و مادرش نابينا و خواهرش بچه دار نمی شود.

 

سوال: پسر چگونه با يک آرزو همه ی مشکلات خانواده اش را حل کند؟

 

توجه: آرزو نبايد کلی باشد يعنی آرزو کند که آرزوی همه براورده شود و غيره.

راهنمايی: آرزوی پسر بايد اتفاقی باشد که در آينده قرار است رخ دهد.

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

„„„„

 

پاسخ:
آرزو کند که:
مادرش بچه ی دخترشو تو تخت طلا ببینه.

منبع:yasermoama.blogfa.com

برچسب‌ها: معمای چراغ جادو ,

موضوعات مرتبط: سرگرمی , معما و تست هوش , ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
موضوعات
نویسندگان
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد
تماس با ما

سلام دوستان عزیز می خواستم بهتون اطلاع بدم به لطف خدای مهربان پورتال کشکول توانست در مسابقات وبلاگ نویسی استانی رتبه ی اول را کسب کنه !!! شاد باشید و تندرست

تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان پورتال جامع کشکول و آدرس kashkoul.tk لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 469
:: کل نظرات : 3

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 66
:: باردید دیروز : 137
:: بازدید هفته : 495
:: بازدید ماه : 460
:: بازدید سال : 11726
:: بازدید کلی : 155133